تبلیغات
موسسه فرهنگی مذهبی دیزج خلیلیان

امام جواد(ع) به روایت اهل سنّت

 عمر کوتاه، اما پربرکت و البته پرحادثه امام جوادعلیه السلام و وقایعی که در مدت کوتاه امامت ایشان رخ   داده - که تمامی آنها دلالت بر عظمت بی نهایت امام جوادعلیه السلام دارد - از دیدگاه اهل سنّت، جالب و شنیدنی است. آنچه پیش روی دارید، گوشه ای از فضائل حضرت و اعترافات بزرگان اهل سنّت نسبت به امام جوادعلیه السلام می باشد.


 دودمان

خطیب بغدادی در تاریخ خود، دودمان امام را چنین می نگارد: محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب.1

کنیه و القاب

کنیه ایشان ابوجعفر2 و طبق نقلی ابومحمد می باشد.3 ایشان به ابوجعفر ثانی معروف می باشد؛ چرا که هم نام و هم کنیه جدّ خویش امام محمد باقرعلیه السلام می باشد.4

القاب ایشان تقی 5، مرتضی، قانع 6، جواد7، منتجب 8، هاشمی و حسینی 9 می باشد که معروف ترین آنها جواد است.10 ذهبی درباره لقب امام چنین می گوید: و کان احد الموصوفین بالسّخاء و لذلک لقب بالجواد.11

والدین امام

پدر بزرگوار ایشان، امام علی بن موسی الرضاعلیه السلام؛ ولی در نام مادرشان اختلاف است. برخی، ایشان را سکینه مریسیه 12 یا خیزران یا سبیکه یا سکینه یا ریحانه 13 نامیده اند.

ولادت و شهادت

در تاریخ ولادت و شهادت امام، سخنان گوناگونی گفته شده که به آنها اشاره می شود:

ایشان در سال 195 ق. به دنیا آمده 14. برخی شب جمعه 19 ماه مبارک رمضان 15، گروهی دیگر روز سه شنبه پنجم ماه مبارک رمضان 16 و برخی دیگر دهم ماه رجب 17 را تاریخ ولادت امام ثبت کرده اند.

در مورد وفات ایشان، خطیب بغدادی در تاریخ خود می نویسد: ایشان در روز سه شنبه، اواخر ماه ذی حجّه سال 220 ق. در سنّ 25 سالگی و سه ماه و دوازده روز، در بغداد رحلت کرده و در کنار جدّش موسی بن جعفر به خاک سپرده شد.18 اکثر اهل سنّت نیز سال وفات امام را 220 ق. و در سنّ 25 سالگی دانسته اند.19 اما برخی دیگر، 5 ذی حجه 20، و برخی دیگر، سه شنبه آخر ذیقعده 21 را تاریخ وفات امام شمرده اند. در مقابل، برخی دیگر سال رحلت امام را آخر ذی حجّه 22 یا آخر ذی قعده 23 سال 219 ق. در سنّ 25 سالگی ثبت کرده اند.

لازم به ذکر است که کسانی همچون: شمس الدین ذهبی، ابن عماد حنبلی، ابن بطوطه و سبط بن جوزی ضمن تجلیل از امام در مورد مزار ایشان و امام موسی بن جعفر چنین گفته اند: و مشهدهما ینتابه العامة بالزّیارة.24

شهادت یا رحلت؟

در مورد شهادت امام، سخنان گوناگونی گفته شده؛ برخی از اهل سنّت در این رابطه سکوت کرده و برخی دیگر با اشاره به شهادت امام قضیه را با تردید25 ثبت و گزارش کرده اند. با این حال، مسعودی رحلت امام را این گونه بیان می کند:

ایشان بعد از این که به دعوت معتصم خلیفه عباسی، با همسر خود ام فضل (دختر مأمون) به بغداد آمد؛ چندی بعد، به وسیله ام فضل مسموم شد.26

ظاهر کلام مسعودی این است که ام فضل به تحریک معتصم این کار را انجام داده 27 اما برخی دیگر معتقدند: ام فضل وصیت پدرش مأمون را انجام داده است.28

اولاد امام

ایشان، دو پسر و دو دختر به نام های: علی (امام هادی علیه السلام)، موسی، فاطمه و امامه به یادگار گذاشتند.29 که مشهورترین آنها، به تعبیر سبط بن جوزی علی، امام ابوالحسن عسکری می باشد30 که جانشین بعد از ایشان می باشد.31

جایگاه حدیثی امام

پیرامون جایگاه حدیثی امام در میان اهل سنّت صریحاً اشاره نشده و تنها مطلبی که در این باره بیان شده، این است که ایشان به صورت مسند از پدرانش از پیامبر حدیث نقل می کند.32 و بعضاً سعی در کنار زدن و تحقیر امام دارند. و علت این کار را، خردسالی امام عنوان می کنند!33 در حالی که با مراجعه به کتب اهل سنّت در می یابیم بزرگان و دانشمندان بنام اهل سنّت با وجود خردسالی امام، از ایشان به بزرگی یاد کرده و حدّاقل به خاطر اینکه از سلاله رسول الله می باشند، احترام فراوانی نسبت به امام ابراز می کنند.

امام به روایت اهل سنّت

 مأمون، خلیفه عباسی (متوفّای 218 ق.)؛ وی امام جواد را با اینکه کودکی نه ساله بود، صاحب فضل و علم و کمالِ عقل می دانست. و بدین خاطر، قصد ازدواج دخترش ام فضل را برای امام داشت (البته این، قصد ظاهری مأمون بوده و گرنه قصد اصلی وی کنترل امام بوده است) که با وجود مخالفت بنی عباس و اثبات فضیلت امام، جلسه مناظره امام با یحیی بن اکثم را ترتیب داده و در آنجا ثابت نمود که امام با وجود کودکی از نظر فضل و معرفت و حلم، سرآمد دیگران است. و ترتیب ازدواج امام با ام فضل را مهیا نمود و چنین گفت: الحمدللّه علی ما منّ به علیّ من السداد فی الامر والتوفیق فی الرأی. و أقبل علی أبی جعفر و قال: إنّی مزوّجک ابنتی أم الفضل و ان رغم أنوف قوم...34

قاضی یحیی بن اکثم (متوفّای 242 ق.)؛ وی که یکی از دشمنان خاندان نبوت و امامت است - که در مقاطع مختلف و در حضور خلیفه عباسی و سایر بزرگان بنی عباس، مغلوب امام جواد نه ساله شده است 35- اعتراف می کند:

روزی نزدیک تربت پیامبر، امام جوادعلیه السلام را دیدم، با او در مسائل مختلفی به مناظره پرداختم و همه را پاسخ داد. گفتم: به خدا سوگند! می خواهم چیزی از شما بپرسم ولی شرم دارم. امام فرمود: من پاسخ را بدون آنکه پرسشت را به زبان بیاوری، به تو می گویم؛ تو می خواهی بپرسی امام کیست؟ گفتم: آری، به خدا سوگند! پرسشم همین است. فرمود: امام، منم. گفتم: نشانه ای بر این ادّعا دارید. در این هنگام، عصایی که در دست امام بود، به سخن آمد و گفت: او، مولای من و حجّت خداست.36

 احمد بن علی خطیب بغدادی (متوفّای 463 ق.)؛ وی نام امام را به مناسبت ورود ایشان به بغداد، در تاریخ خود ثبت و ضبط کرده و درباره ایشان می گوید: محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب، ابوجعفر بن الرضا، قدم من مدینة رسول الله الی بغداد... فتوفّی فی بغداد و دفن فی مقابر قریش عند جدّه موسی بن جعفر.... و قد أسند محمد بن علی عن أبیه.37

و در ادامه، احادیثی در فضیلت امام علی و فاطمه زهرا و امام حسن و امام حسین علیهم السلام به نقل از امام جوادعلیه السلام ذکر می کند.

 عزالدین ابن اثیر جزری شیبانی (متوفّای 630 ق.):

محمد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی علیه السلام... و هو احدالائمّة عند الامامیة.38

 شیخ محیی الدین ابوبکر محمد بن علی طائی حاتمی اندلسی (متوفّای 638 ق.):

علی باب الله المفتوح و کتاب الله المشروح، ماهیة الماهیات، مطلق المقیدات و سرّ السّریات الوجود، ظلّ الله المدود، المنبع فی مرآة العرفان و المنقطع من نیله حبل الوجدان، غواص بحر القدم، محیط الفضل والکرم، حامل سرّ الرسول، مهندس الارواح والعقول، ادیب معلمة الاسماء والشؤون، فهرس الکاف والنون، غایةالظهور والایجاد محمد بن علیّ الجوادعلیه السلام.39

محمد بن طلحه شافعی (متوفّای 652 ق.): ... و ان کان صغیرالسّنّ فهو کبیرالقدر، رفیع الذکر، و مناقبه رضی الله عنه کثیرة... اما مناقبه فما اتسعت حلبات مجالها و لا امتدت اوقات آجالها بل قضت علیه الاقدار الاهیة بقلّة بقائه فی الدنیا بحکمها و استجالها فقلّ فی الدنیا مقامه و عجّل القدوم علیه لزیارة حمامه فلم تطل بها مدّته و لا امتدت فیها ایامه غیر انّ اللّه عزّوجّل خصّه بمنقبة متالقة فی مطالع العظیم بارقة انوارها مرتفعة فی معارج التفضیل قیمة اقدارها بادیة لعقول اهل المعرفة آیة اثرها و هی و ان کانت صغیرة فدلالتها کبیرة.40

 سبط بن جوزی (654 ق): محمد الجواد... و کان علی منهاج ابیه فی العلم والتقی والزهد والجود...41

 محمد بن یوسف گنجی شافعی (658 ق.)؛ وی نهمین پیشوا بعد از امام رضاعلیه السلام را امام جوادعلیه السلام دانسته و می گوید: (الامام بعد الرضا، الجواد محمد المرتضی...)42

 عمر بن شجاع الدین موصلی شافعی (660 ق.): و هو الامام التاسع الناطق بالسداد والمتّصف بالرشاد و العلم المستفاد، والفضل المنتشر بین العباد، المکین الامین، وارث النبیّین، و خلاصة ربّ العالمین، الکبیر العلم والحلم، ذوالمنطق البلیغ والتبیان، و الفصاحة والبیان، والجواد العامر، والعقل الباهر، الذی له من الروایات اعلاها، و من المناقب اجلّها و اسماها...43

 شمس الدین احمد بن خلّکان (681 ق.): ابوجعفر محمد بن علیّ الرضا بن موسی الکاظم بن جعفر الصادق بن محمد الباقر... المعروف بالجواد، احد الائمّة الاثنی عشر... و کان یروی مسندا عن آبائه الی علی بن ابی طالب رضی الله عنه... و له حکایات و أخبار کثیره... و دفن عند جدّه موسی بن جعفر رضی اللّه عنهم اجمعین فی مقابر قریش.44

عماد الدین اسماعیل ابوالفداء دمشقی (732 ق.): محمد الجواد بن علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب و هو احد الائمّة الاثنی عشر عند الامامیة... و هو تاسع الائمة الاثنی عشر.45

 شمس الدین ذهبی (748 ق.): ابوجعفر الهاشمی الحسینی... کان من سروات آل بیت النبی... و کان احد الموصوفین بالسخاء و لذلک لقب الجواد... و هو احد الائمّة الاثنی عشر الذین تدعی الشیعه فیهم العصمه...46

الشریف ابوجعفر محمد الجواد بن علی الرضا بن موسی الکاظم الحسینی، احد الاثنی عشر اماما الذین یدعی الرافضة فیهم العصمة... و دفن عند جدّه موسی و مشهدهما ینتابه العامة بالزیارة.47

پی نوشت ها

 تاریخ بغداد، خطیب بغدادی، ج 3، ص 54.

 همان؛ نورالابصار فی مناقب آل بیت النبیّ المختار، مؤمن بن حسن شبلنجی، ص 160.

 النجوم الزاهره، ابن تغری اتابکری، ج 2، ص 231.

 مطالب السؤول فی مناقب آل الرسول، محمد بن طلحه شافعی، ص 303؛ احسن القصص، علی فکری، ج 4، ص 284؛ مفتاح المعارف، عبدالفتاح بن نعمان حنفی، ص 82.

 تاریخ احمدی، احمد حسین بهادرخان حنفی بریانوی هندی، ص 349؛ النعیم المقیم لعترة النبأ العظیم، عمر بن شجاع الدین شافعی، ص 411.

 تذکرة الخواص، سبط بن جوزی، ص 321؛ مطالب السؤول، ص 303.

 نورالابصار، ص 160؛ احسن القصص، ج 4، ص 284؛ تاریخ حبیب السیر، خواند میر، ج 2، ص 91؛ تاریخ احمدی، ص 349؛ تاریخ الاسلام، شمس الدین ذهبی، ص 385؛ النعیم المقیم، ص 411.

 تاریخ حبیب السیر، ج 2، ص 91.

تاریخ الاسلام، ص 385؛ العبر، شمس الدین ذهبی، ج 1، ص 300.

 تاریخ احمدی، ص 349؛ نورالابصار، ص 160؛ احسن القصص، ج 4، ص 284.

 تاریخ الاسلام، ص 385..





دسته بندی : امام جواد ,

        آدابی
      11:00 ب.ظ -  دوشنبه 7 اردیبهشت 1394